<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[پیشول و رازهایش]]></title>
		<link>http://www.pishool.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[! Come live in my HEART and pay NO rent]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[پیشنهاد جالب !!!]]></title>
					<link>http://www.pishool.blogsky.com/1387/09/12/post-109/</link>
					<description><![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#000066">پیشنهادی جالب از یک هم میهن درباره امارات یکی از هم میهنان در پیشنهادی جالب با توجه به مسائل اخیر پیش آمده و گستاخیهای امارات نوشت: چرا اسم خیابان ظفر را به &quot;خلیج فارس&quot; عوض نمیکنند تا امارات مجبور بشه برای آدرس سفارتش از این اسم استفاده کنه ؟ در ضمن یه بخشنامه هم به پست بدهند که هر نامه ای به این آدرس بود اگر اسم خلیج فارس را ننوشته بود با ذکر علت به فرستنده ارجاع بدهند.&nbsp;&nbsp;</font></strong></p><p align="justify"></p><p align="justify"><strong><font color="#000066">نظرتون چیه ؟؟</font></strong></p>]]></description>
					<pubDate>Tue, 2 Dec 2008 14:14:27 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.pishool.blogsky.com/Comments.bs?PostID=109</comments>
          <guid>http://www.pishool.blogsky.com/1387/09/12/post-109/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[هفته نامه ...]]></title>
					<link>http://www.pishool.blogsky.com/1387/09/09/post-108/</link>
					<description><![CDATA[<p align="justify"><font color="#000066"><strong>۱. ۳ شنبه هفته پیش روز: نمایشگاه الکامپ !&nbsp;&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>خوب بود. به نسبت سالهای گذشته یه کم جامع تر بود. این غرفه سونی اونقدر بزرگ میشه تا یه روز یه سالن رو به خودش اختصاص بده ! یه رقاص ام پی ۳ پلیر آورده بود و ملت رو سرگرم کرده بود. دوربین آلفا ۷۰۰ هم اون وسط خدایی میکرد و دریچه دیافراگمش رو به رخ canon می کشید.&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>2. 3 شنبه هفته پیش شب: دراکولا در کافی نت !&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>یه تئاتر کمدی - موزیکال سراسر خنده. شبی که رفته بودیم حمیده خیر آبادی و ثریا قاسمی هم حضور داشتند. می تونم بگم از بس خندیدم رگهای سرم هم درد گرفته بودند. معلوووووووووومه !!!! این تئاتر در تئاتر گلریز یوسف آباد در حال اکرانه. دوست داشتید میتونید با خانواده برید و 2 ساعت فارغ از دغدغه و تشویش فقط بخندید ! اگه خواستید برید منم دعوت کنید خوشحال میشیم !!!&nbsp;&nbsp;</strong></font></p><p align="justify">&nbsp;</p><p align="justify">&nbsp;</p><p align="justify">&nbsp;</p><p align="center"><img height="357" hspace="0" src="http://www.theaternews.ir/images/contact%20us/01.jpg" width="513" align="baseline" border="0" /></p><p align="justify">&nbsp;</p><p align="justify">&nbsp;</p><p align="justify">&nbsp;</p><p align="justify"></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>3.&nbsp;4 شنبه هفته پیش :&nbsp;استارت یه پروژه جدید !&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>بعد از مدتها دوباره یه پروژه جدید رو آغاز میکنم که هر لحظه اش روحم رو شاد میکنه. من ساخته شدم برای خلق کردن ! این کار همچنان انرژی بهم میده که بیا و ببین. دلم میخواد این آنتراک زود تموم شه دوباره مشغول بشم !!!</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>4. جمعه هفته پیش روز: عیادت !&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>یکی از دوستان ناخوش احوال بودند و با تنی چند از دوستان قرار گذاشتیم یه سر بریم منزلشون. خوشبختانه حالش رو به بهبود هستش ....&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>5. جمعه هفته پیش شب: یوزارسیف !&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>بعد از بازگشت از عیادت. همچنان تقاضا از کتی و امتنا از یوزی. دلم ریش ریش شد این کتی داره پیر میشه پیامبر خدا هم که عین خیالش نیس !!! جا داشت خدا برای اون اشتباهش 70 سال نگهش میداشت !!!&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>6. شنبه این هفته روز : بدو بدو کردن و ترکوندنه گوشیه همکارمان با نصب یک فارسی ساز جیگر بر رویش و کلافه شدن تا الان و درست شدنش تنها با اتصال شارژر موبایل مربوطه و یه ریست یواش !!!&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>7. شنبه این هفته شب : تنگ شدن دلمان و غرق شدن در خود و آمدن و آپیدن ....&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>8. فردای این هفته : کاش میشد یه بغل گرم مهمون میشدم اونم به اندازه چند تا چشمک و یه لبخند ...&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"><font color="#000066"><strong>&nbsp;</strong></font></p><p align="justify"></p>]]></description>
					<pubDate>Sat, 29 Nov 2008 23:18:01 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.pishool.blogsky.com/Comments.bs?PostID=108</comments>
          <guid>http://www.pishool.blogsky.com/1387/09/09/post-108/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[نامه یک کارمند وظیفه شناس در حین انجام وظیفه !]]></title>
					<link>http://www.pishool.blogsky.com/1387/09/03/post-106/</link>
					<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl"></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span lang="FA"><font face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif" color="#000066" size="1"><strong>آن رییس شرکت ، آن بزرگ و سرور، آن میوه از همه بهتر، در شرکت تنها مرد بودی و سس فروشان را بانی، مدیری که بسیار مدیران پروریدی و پورسانتها بابت کارهای انجام نشده دادی،از خاندان خانان بود و مدیر مدیران..&nbsp;</strong></font></span></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span lang="FA"><font face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif" color="#000066" size="1"><strong>در نام وی گمان بسیار است که سید بودی یا سعید، اقرب این است که نام‌اش نیز چون وی دو روی داشتی هر دو البته زیبا. روزی سید و بخشنده بودی به تناسب خورشید و شب که شدی سعید و مبارک که هر دو یکی است و راوی را معلوم نشد کدام اصحح ‌باشد.&nbsp;</strong></font></span></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span lang="FA"><font face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif" color="#000066" size="1"><strong>در ایام خردی چون بسیار مدیران دیگر در کار ناسزاها شنیدی پس عهد کردی که در ایام سیدی بر هیچ مدیری تعرض ننمایی. و اگر نمایی هم چنان نمایی که تا هفت نسل در یاد بماند.&nbsp;</strong></font></span></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span lang="FA"><font face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif" color="#000066" size="1"><strong>گویند که وی را وردی بودی که هر صبح هفت بار در گوش مریدان خواندی که آنان را خیال معصیت از سر بیرون شود. پس چون نشد که ورد را تک تک به سمع آنان رسانید. بر مکتب خانه، صبحگاهی مقرر نمود که هر کس در آن غیبت کند نیز ورا تعزیر کنند به چوب و فلک و نمره انضباط و شوهر/ زن دادن. و ورد وی چنین بودی که از برای خر کردن مریدان هر صبح در گوشان آنان خواندی که «شمایان مدیران عالم تجارت باشید» و جمعی از آنان که چموش بودی چون این بشنیدند لبخند زدند از سر بلاهت و ندانستند که این راه نجات آنان باشد و عوام را همین نادانی به باد فنا و خانه بخت فرستاد و اخراج نمودندی.&nbsp;</strong></font></span></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span lang="FA"><font face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif" color="#000066" size="1"><strong>پس روزی بخشنامه آمد که جمله مدیران ارشد و سرپرستان را <span>&nbsp;</span>بایستی شورای تشکیل تا برای کار زیردستان خود نمره ای از برای تکلیف صادر کنند تا پورسانت 3 ماهه از دست مبارک اعطا گردد و بودجه هر ولایت از قرار معلوم در نظر شما بگنجد و تنها خود دانا باشید به مبلغ آن. پس مدیران که این وظیفه را بدانستند تلاشیدند تا از برای کاغذهای داده شده مربعها را پر نموده و نمره دهند. که اینان علارغم دادن نمره های پایین و موشکافانه خود یک پا مدیر مسئول و وظیفه شناس و دادگر بودند به یاری باریتعالی.&nbsp;</strong></font></span></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span lang="FA"><font face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif" color="#000066" size="1"><strong>مدیران بسیار در ریز به ریز مو از ماست کشیدن کوشا بودند آن سان که روایت است. پس در پی دستور و صلاحدید مدیر عامل پورسانتها به زمین مالی شرکت افتادندی تا از برای پرداخت .&nbsp;</strong></font></span></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span lang="FA"><font face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif" color="#000066" size="1"><strong>هم اکنون که رنگ رخساره خورشید از آن روز نیلگون 3 روز نمایان شده مدیران به دنبال پورسانتهای دریافت نکرده همچنان شامگاهان سینه میزنند و زجه مویه میکنند که ای مدیر مالیه نفسسسسسسس بریز به حساب آن زرهای مبارک را که دستور پرداخت آن توسط قلم اعلا حضرت همایونی مدیر عامل به امضا رسیده. باشد که در دنیای فانی مانی و همچنان بر مسلک مدیریت مالی شرکت پا برجااااا.&nbsp;&nbsp;</strong></font></span></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span lang="FA">&nbsp;</span></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"><font face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif" color="#000066" size="1"><strong>&nbsp;&nbsp;</strong></font></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl"></p><p align="justify" style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="ltr"><span lang="FA" dir="rtl"><font face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif" color="#000066" size="1"><strong>کارمند وظیفه شناس !!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</strong></font></span></p><p align="justify" style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="ltr"><span lang="FA" dir="rtl">&nbsp;</span></p><p align="justify" style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="ltr"><span lang="FA" dir="rtl">&nbsp;</span></p><p style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="ltr"><span lang="FA" dir="rtl">&nbsp;<span lang="FA"><strong><font color="#000066" size="1">پ ن : یکی آدرس وبلاگ منو به مدیر مالیمون بده پلیییییز ... </font></strong></span></span></p>]]></description>
					<pubDate>Sun, 23 Nov 2008 14:46:10 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.pishool.blogsky.com/Comments.bs?PostID=106</comments>
          <guid>http://www.pishool.blogsky.com/1387/09/03/post-106/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
