Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 30 خرداد ماه سال 1387 ساعت 23:39

ابن هم از این ... بالاخره تموم شد .


احساسات مختلفی دارم، خوشحالم که فعلا فارغ التحصیل شدم؛ ناراحتم که این روزهای سخت تموم شد !


تمام این ترم هر وقت که به این قضیه فکر می کردم یه جورایی حالم گرفته می شد و امروز همه چی کاملا واقعی بود.

این ۲سال خیلی برام جالب بود؛ دوستای خوبی که پیدا نکردم چون همه پیر پاتال بودند !!! اما کلاس خیلی خوبی داشتیم.

 

از تمام بچه هایی که امروز تشریف آوردن و جناب مهندس که ماشینش موتور ترکوند تو راه گیر کرد می خوام در همین جا تشکر کنم؛ بخاطر اینکه باعث شدن امروز رو هیچ وقت فراموش نکنم.شاید به جرات بتونم بگم این تنها روز زندگیمه که دوست دارم دوباره تکرار بشه .

 

خیلی سبک شدم...خیلی وقت بود انقدر جدی ننوشته بودم

 

وبلاگ نویسی رو یه جای دیگه شروع می کنم که ناشناس بنویسم و راحت باشم ! اما شاید بشه هنوزم اینجا راحت بود.

 

 

پ ن : ۳۰ خرداد ۸۷ خداحافظ تحصیلات تکمیلی

پ ن : کامنتهای پست قبل رو با تاخیر چند روزه جواب دادم واقعا شرمنده

 

سه شنبه 21 خرداد ماه سال 1387 ساعت 20:33

سلام سلامی به گرمیه هوای امروز و به شیرینیه لبان پیشولکمان که همانند قطاب کرمان لذیذ است و لطیف! و هرچه داریم از اوست و هرچه نداریم از بی کفایتی و بی اقبالی خودمان است.

 

قرض از هوا کردن این پست اعلام موجودیت و چاق سلامتی با رفقای سینه چاک این وبلاگ بی حرف جدید است و بس.

 

اندر احوالات این جانب سراغی گرفته یا نگرفته باید به عرض برسانم که نفس باد صبا (دود و بخار بنزین درون شهری) دخول می کنیم و برای استشمام نکردن دوباره سعی میکنیم قسطی همان نیم نفس را همانند جیره بنزین کم کمک بیرون دهیم.

 

همچنان مشغول تهیه رزق روزی و تدارک تحفه مبلغی برای خرید ساندیس و کیک و دستمال کلینکس برای مراسم دفاعیه می باشیم. آخر . هفته بعد به احتمال ۹۹٪ آخرین جلسه امتحان مکتب شیرین فوق لیسانس را در پیش رو داریم. باشد که مقبول دکتر گرام افتاده تا ما را فارغ کنند !! البته نه به ضرب چاقو و برش شکم بل که به راندن قلمی بر روی برگه!!

 

در این بین ما را از دعاهای شبانه خود در هنگام سجود آخر نمازهای خود بی نصیب مگذارید. انشالله خداوند عجر این حرکت خیرمندانه را به جای آن دنیا نقدا در این دنیا به حسابتان حواله نماید.

 

در ضمن باری سخنی با میهمانان جشن ۱۰۰ وبلاگ برتر داشتندی. همانند مرجان خانوم. خانووومه خانومان. طلای ۲۴ عیار وبلاگستانان از طرف ما نیز بخورید و بخندید و خوش باشید اما زیاده روی نکنید! چند تا عکس تپل مپل هم با دوربینهای جیجیتالتان انداخته و در وبلاگتان ظهور نمائید تا از فراق یاران گهرباری چون شما ملال خاطری ایجاد نشود. کمبود حضور اینجانبان دلایل خاص خود را دارند که از ذکر و درج آنها کاملا شرمنده میباشیم.

 

پاراگراف آخر را اختصاص به هوای دلمان نموده و نیمچه دو بیتی از شاعر خوش لحن دیار خودمان With With clean without dress !!! مینگاریم :

 

خوشا روزی که دیدار ته وینم

گل و سنبل ز رخسار ته چینم

بیا بنشین که تا وینم شو و روز

جمالت ای نگار نازنینم

شاد باشید تپل تپل ....

 

 

شنبه 18 خرداد ماه سال 1387 ساعت 16:17

کتاب حمید مصدق یکی از اون کتاباییه که هرجای دنیا برم،بدون توجه به اینکه چقدرجا دارم حتما با خودم می برمش....

 

شکست غرور

ما دو تن مغرور،
هر دو از هم دور
وای در من تاب دوری نیست
بیش از این در من صبوری نیست
بی تو من تنهای تنهایم،
من به دیدار تو می آیم!

 

من تمنا کردم که تو با من باشی
تو به من گفتی "هرگز،هرگز"
پاسخی سخت و درشت
و مرا غصه این هرگز کشت...

 

 پ ن : کل آلبوم آرین رو می تونید از لینکدونی دانلود کنید.

 

پ ن : اینم یه برنامه برای اینکه سرعت دانلودتون بره بالا و اگه زبونم لال با این اینترنت دیزلی یه وقت وسط دانلود قطع شدید فایلتون نپره !!!

1 2 3 >>